خرید بک لینک

«یه چیز، یه چیز که دقیقا نمی دونم چیه، داره من رو از وسط نصف می کنه. شاید یه اره، یه چاقو. هر چی. انگار داره جایی آتیش می گیره و من مثل احمق ها فقط دارم نگاه می کنم. نگاه می کنم می بینم چه طور همه چیز جلو چشم هام داره خاکستر می شه.»

بهترین شکل ممکن، نوشته مصطفی مستور، نشر چشمه، صفحه 24


برچسبها: بهترین شکل ممکن, مصطفی مستور, نشر چشمه, ادبیات

برچسب: بهترین,شکل,ممکن, نویسنده: نوید کمالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:27

همیشه خیال می کردم در زندگی ام خیلی چیزها، خیلی اتفاقات، خیلی آدم ها هستند که رهایشان کرده ام و از دستشان جیم زده ام. در خیال خودم آنها را گذاشته ام و رفته ام به تبت تنهایی خودم و گم و گور شده ام، به ماداگاسکاری که توی ذهنم ساخته ام گریخته ام و مثل هیولای دریاچه ی لاک نس یک جایی داخل دریاچه، خودم را پنهان کرده ام، چه خیال باطلی؟ حقیقت این هست آنی که در طی همه ی این سال ها وانهاده شده بود من بودم، آقای جیم.


برچسبها: در رویای تبت, ماداگاسکار, آقای جیم, هیولای دریاچه لاک نس

برچسب: جوانی,گریزد, نویسنده: نوید کمالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:27

درباره وبلاگ :کلمــه ی رگتــایم نـــام نـــوعیموسیقی است که از ترانه هایبـــردگان سیـــاه پوســـت جنوبآمـریکا سرچشــمه گرفته استو در آغــاز قــرن در آمـریکا بسیاررایـــج بــود ،« رگ » بــه مــعنایژنــده و پـاره و گسـیخته است و« تایم » به معــنای وزن و ضربانموسیقی . نویـسنده نام رگتایمرا به عنوان روح زمانه ای توصیفمی کند که بر رمان خود گذاشتهاسـت ، و نیز شاید می خواهدکیــفیت پرضربان ، گسـسته و ،و درد آلود داستانی را که دربارهی آن زمان پرداختـه اسـت به ماگوشزد کند . در هر حال عنوانیاســت کـه متاســفانه ترجــمهشــدنی نیســت . «نجـف دریابندری در مقـــدمه ی رگــــتایمنوشــــته ی ای. ال .دکتروف«

برچسب: پایان, نویسنده: نوید کمالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:27

نشسته بودیم و داشتیم به همراه هم چای می خوردیم، گفتم بانو جان؟ نگاهم کرد، گفتم یادت می آید اول ها که با همدیگر آشنا شده بودیم ازت خواستم واسم جیمیل درست کنی؟ یادت هم می آید بهت گفتم بلد نیستم جیمیل درست کنم؟ و از تو خواهش کردم برایم این کار را انجام بدهی؟ سرش را به نشانه ی تائید حرفهایم تکان داد، آن زمان بهت دروغ گفتم، بلد بودم، فقط دلم می خواست بیشتر صدایت را بشنوم، همه ی اینها بهانه بود برای حرف زدن با تو، برای گوش دادن به صدایت... با خنده بغلم کرد. برچسبها: آقای جیم و بانو, عاشقانه نوشت, رگتایم, چه خوش صید دلم کردی, اعترافات

برچسب: بنازم,چشم,مستت, نویسنده: نوید کمالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:27

درباره وبلاگ :کلمــه ی رگتــایم نـــام نـــوعیموسیقی است که از ترانه هایبـــردگان سیـــاه پوســـت جنوبآمـریکا سرچشــمه گرفته استو در آغــاز قــرن در آمـریکا بسیاررایـــج بــود ،« رگ » بــه مــعنایژنــده و پـاره و گسـیخته است و« تایم » به معــنای وزن و ضربانموسیقی . نویـسنده نام رگتایمرا به عنوان روح زمانه ای توصیفمی کند که بر رمان خود گذاشتهاسـت ، و نیز شاید می خواهدکیــفیت پرضربان ، گسـسته و ،و درد آلود داستانی را که دربارهی آن زمان پرداختـه اسـت به ماگوشزد کند . در هر حال عنوانیاســت کـه متاســفانه ترجــمهشــدنی نیســت . «نجـف دریابندری در مقـــدمه ی رگــــتایمنوشــــته ی ای. ال .دکتروف«

برچسب: سوگواران,خموش, نویسنده: نوید کمالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:27

صفحه بندی